ساختمان های تار و پود مجاور خیابان خیام تهران و روبه روی یکدیگر قرار گرفته اند. ساختمان پود، شوروم و دفاتر اداری یک شرکت واردکننده ی چرخ خیاطی و ساختمان تار مجتمعی تجاری و دفاتر فروش همین شرکت است که در کنار بنایی فرسوده و بازمانده از دوران پهلوی اول قرار دارد. این دو ساختمان که به جز اندازه شان در سایر ویژگی ها باهم تفاوتی ندارند در فرآیندی تقریبا مشابه طراحی و اجرا شده اند.
بافت جداره های خیابان خیام محصول توالی دوره های قاجار، پهلوی و معاصر است ، تلفیقی از سبک ها و فرم های متفاوت که علاوه بر عدم هماهنگی در مصالح مورد استفاده ، از لحاظ بصری نیز انسجام و یکپارچگی ندارد.
به همین دلیل سازمان میراث فرهنگی تهران تلاش می کند با یکپارچه سازی دستوری از ایجاد ناسازگاری بیشتر در این بافت جلوگیری کند. استفاده از آجر قزاقی نخودی به عنوان تنها مصالح مورد تایید و رویکردی نزدیک به شبه تاریخی سازی با الگو قرار دادن ساختارهای سبک قاجار نمونه ای از محدودیتهای اعمال شده در روند طراحی است . در صورتی که تقلید عینی از گذشته علاوه بر این که در پاسخگویی به نیاز های امروز ناکام می ماند، به عنوان چیزی فاقد روح زمانه ی خودش ، در آینده نیز راهی نخواهد داشت. بنابراین طراحی آنچه (بنایی) که محصول امروز است، اما محیط اطراف را تحت تاثیر قرار ندهد، رویکرد اصلی ما در طراحی نمای این دو ساختمان بود .
با توجه به این که اسکلت این ساختمان ها اجرا شده بود و طراحی نما را بعد از طراحی پلان و سازه انجام می دادیم، امکان مداخلاتی که پلان معماری را تحت الشعاع قرار بدهد وجود نداشت. همچنین به دلیل فشردگی بافت و سایه اندازی همسایه ها روی ساختمان پروژه، نیاز به تعبیه ی حداکثری جداره ی شفاف برای تامین روشنایی اعماق پلان بود. اما مسائل امنیتی و محدودیت استفاده از شیشه در این بافت باعث شد برای پاسخگویی به این نیاز قسمتی از جداره ها را با استفاده از الگوهای مجوف نیمه شفاف کنیم.
در نهایت با مشخص شدن جداره های شفاف ، نیمه شفاف و سلب در جداره ها، پوسته ای پارچه مانند ( که محصول و زمینه ی مورد استفاده در خیاطی است) به دور ساختمان کشیده شد که قاب بندی های آن از ساختمان های پهلوی موجود در این خیابان الهام گرفته شده است و نقوش آجری داخل این قاب ها جزییات زیادی مانند آرایه های قاجاری دارند. در طراحی این نماها از کاذب سازی برای ایجاد حجم استفاده نشده و تلاش کردیم با ایجاد سایه روشن توجه را از عمق به سطح جلب کنیم.
چیدمان این الگوها از تقارن فاصله گرفته اند و به سمت مفاهیم بصری امروزی تر مانند تناسب و حتی تصادفی بودن پیش می روند، می توان اینطور گفت که تلاش شده تا پوسته ی این بنا در ارتباط با زمینه ی خود در موقعیتی بینابینی قرار بگیرد. زیرا در هر شرایطی اگر به جای سبک های تقلیدی یا نوآوری های افراطی روابط بصری محکم و روشنی به وجود آمده باشد سبب آزردگی بصری نخواهد شد.
اجر قزاقی نخودی که که تنها متریال مجاز برای استفاده بود در ضرایب متفاوتی از یک آجر کامل برش خورده اند و امکان ایجاد الگوهای متنوع تری به ما می دهند .همچنین این طرح ها و گره ها به صورت عمودی و افقی در هم تنیده شده و در عین حال کلیتی منسجم و هماهنگ دارند. ریتم گسترش گره ها و نقاط تعویض یک الگو به الگویی دیگر به گونه ای طراحی و اجرا شده است که در هیچ قسمتی از این نماها آجری ناقص و جدا از اندازه های تعیین شده دیده نمی شود.